تبليغاتX
ارومیه تشنه عدالت

   

ياشاسين اجداديمين يوردو : آذربايجان

كانديداي سومين دوره  شوراي شهر

        برنامه، انگيزه ، زندگينامه

 

تورك باجي قارداشيم :

راي سنين دير، اورموسنين، وطن سنين

 

 انتخابات شوراي شهر اروميه

وام بيكاري 500000 توماني )

 

مقدمه

در تحقق برنامه هركانديدا 3عاملاصلي نقش محوري دارند :

الف -حمايت مردمي ب- هماهنگي اعضاي اكثريت شورا

 ج - مديران دولتي

 بنابراين انشالله با حمايت مردمي وانتخاب افراد پاك نيت   وتوانمند برنامه هاي من به سادگي دست يافتني است.

 1 -  تلاش بي وقفه براي اعتلاي اصل 15 قانون اساسي در

  جهت تقويت لازم وكافي هويت وفولكلور آذربايجان

2 - پايان دادن به سناريوي درهم وبرهم ترافيك بي كارگردان

 

3 - وام بيكاري 500000 توماني براي افراد بيكار به تعداد

1000  نفر در سال از درآمدهاي شر كتهاي وابسته به شهرداري 

4 - تاسيس بانك قرض الحسنه شهرداري

5 - تاسيس شركت تجاري چندمنظور شهرداري براي ايجاد درآمدهاي پايدار

6 - تامين رفاه و مسكن كليه كاركنان وكارگران شهرداري ظرف 2 سال  ( برخلاف رويه شايعات  :  بيش از 60% كاركنان  شهرداري زيرخط فقر وفاقد مسكنند! )

7 - استفاده از كاركنان وكارشناسان مجرب استخدامي بومي شهرداري وپايان دادن به ماموريت كاركنان بي انگيزه وارداتي

8- تامين خدمات  اجتماعي براي   خانه هاي قولنامه اي مسكوني ، ( درمانگاه، برق، آب، گاز، تلفن  ونشاني پستي )

9-  ارائه گزارش عملكرد كاري ام در شورا از طريق رسانه هاي جمعي ( هر2ماه )

10– قطع دست دلالان و زمين خواران از محيط شهرداري

11- احداث فرهنگسراي موسيقي آذربايجاني وتقويت

 فولكولور توركي

12- مبارزه جدي با گراني وحمايت از مصرف كننده

 

12- مبارزه جدي با گراني وحمايت از مصرف كننده

13 - اصلاح وتجديد طرح هاي جامع وهادي  منسوخ شده  تصويبي   40 سال قبل!

14 - تكميل و راه اندازي اتوماسيون اداري ومال شهرداري

15- انتخاب و بكارگيري مشاورين شورا يار از ميان

 متخصصين كارامد ( در قالب واحد مشاوره شورا )

16- انجام انتخابات محلي براي بكارگيري حداقل 40 نفر

بيكار بعنوان شهردار افتخاري

17-  انتخاب شهردار متخصص، مجرب و متعهد از طريق

 اعلان عمومي ( از ميان شهروندان )

 

18- سركشي  با اعلام قبلي از محله هاي محروم جهت

 رسيدگي  به  مشكلات و پيگيري مستمر آنها

19 - تعيين يك روز در هفته براي ملاقات عمومي شهروندان

20 - تعيين يك روز اختصاصي براي ملاقات خانواده هاي

 شهدا و ايثارگران در هفته

21- حمايت از جامعه ورزشي  در جهت صدور مجوزهاي

اصولي به بخش خصوصي  وتعيين تكليف زمينهاي ورزشي بدون متولي و واگذاري آنها به بخش مشاركتهاي خصوصي

22-  تعيين تكليف فضاهاي باغات بدون متولي!

23 - احداث حداقل چهار پارك مختص بانوان و تامين امنيت

 محل با  حضورنيروي انتظامي ثابت در محل /.

 

انگيزه من براي شركت در انتخابات

 

منهم مثل بيشتر شهروندان شريف و فهيمم

معتقدم :

 دعواهاي جناحي  موجب عدم تحقق خواسته ها و مطالبات راي دهندگان دو دوره قبلي بخصوص دوره دوم شوراست.

من اكتفا ميكنم  به نظر امام جمعه مكرم و مبارز  اروميه حضرت حجة الاسلام  حسني كه در پاسخ به سئوال خبرنگار نشريه محلي               

 

فرموده اند شوراي شهر دور دوم كارنامه قابل قبولي ندارند.

شوراي سابق در جهت تحقق تقويت وتاسيس

فرهنگسراهاي فولكلور آذربايجان هيچ برنامه

مدون نداشته و تلاشي نكرده است!

شوراي سابق عملا پاسخگو نبود

بخش فرهنگي شهرداري كارنامه هشت ساله اش مطلوب شهر بزرگ اروميه  نبوده است.

شهركها ي شهر فاقد مديريت مطلوب خدمات

شهري است و نبود امكانات و منابع حاصل

عدم توانمندي شوراهاي سابق در برنامه ريزي منابع درآمدزاي پايدار است.

لذا كساني بايد به اين عرصه قدم بگذارند كه:

خصوصيات لازم و كافي عضويت در شوراي شهر را دارا باشند.

 

 

 

خصوصيات كانديداي شوراي شهر :

 تعهد - شجاعت  -  سواد كافي   تجربه و درايت

بنابر اين به كساني راي دهيم كه  بجاي خط گرفتن از

 بيرون از گود شورا ! انگيزه اش خدمت براي يك

 نام نيك و دفاع از حيثيت شهربزرگ اروميه را براي شهروندان بزرگ و شريفش با نيتي پاك و تواني مضاعف

پا به اين  عرصه  مقدس بگذارد.

شورابزرگترين  مرجع و پل ارتباطي انتقال حكومت

مردمسالاري ديني در نظام مقدس جمهوري اسلامي است.

آيا تاكنون در اين دو دوره يكي از اعضاي شورا بابت اينهمه

ركود و عقب ماندگي در برنامه ها  از مردم عذر خواهي نموده اند!؟

پس بيائيم به كساني راي دهيم كه توان اجراي برنامه هايشان

را داشته باشند. شورائي كه نتواند در اينهمه مدت چند پارك

براي بانوان احداث كند!؟ ويا يك شهر بازي در شا ن مردم

اروميه حداقل در اندازه باغلارباغي تبريز احداث كند!؟

ويا نتواند با مشاركت بخش خصوصي كارخانه تبديل مواد و

زباله به كود كمپوست را راه اندازي كند!؟

شورائي كه نتواند برنامه اي براي درآمد هاي پايدارشهرداري

پياده كند تا حداقل از پرداخت حقوق ماهيانه كاركنان شهرداري

عاجز نماند!؟ شورائي  كه به روزمرگي در برنامه هاي اجرائي

دچار شده و توان تصميم سازي براي كارشناسان شهرداري

را نداشته باشد و هرآنچه ديكته شود احيانا تصويب كند!؟

شما بگوئيد حضور چنين شورائي چه باري از مشكلات

شهروندان فهيممان  برميدارند.

من معتقدم شهر موجود ما شهري در شان آذربايجانيان

نيست!

آذربايجانيميزن تاريخين لايق يازاق وپارلانديراق

 

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 4:52 |
 

                            آنا یوردوم آذربایجان

 

                         آغ بـــــــولوتلار، یور قانیندی

                          مـــــرد اوغوللار قوربانیـندی

                          یول گورسدن ، قورآنینـــدی

                           دوشمن لری ، درده سالان

                          آنا  یوردوم آذربایجان

   

 

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 10:38 |
 

 

رأي دادن طبق ليست‌هاي انتخاباتي، فاقد حجيت شرعي است

به گزارش خبرنگار رسا در مشهد، يكي از آيات عظام: در جلسه پرسش و پاسخ برخي از فعالان فرهنگي و سياسي سراسر كشور كه براي هفتمين همايش دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي وابسته به موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در سالن اجتماعات خانه شهيد مشهد گرد هم آمده بودند، در پاسخ به اين سؤال كه در انتخابات آينده مجلس خبرگان رهبري، به كدام فهرست انتخاباتي رأي ‌دهيم، گفت: معيارهاي اصلح را مقام معظم رهبري، علما و سياسيون گفته‌اند.
وي افزود: بر رأي دادن طبق ليست معتقد نيستم. زيرا آن را فاقد حجيت شرعي مي‌دانم. هر داوطلبي را از هر ليستي باشد اگر اصلح دانستيم بايد به او رأي دهيم. مي‌توان چند نفر از يك ليست و چند نفر از ليست ديگر يا افراد مستقل را انتخاب كرد. حجت شرعي ملاك است. بايد احراز كنيم به كسي كه رأي مي‌دهيم، برتر و اصلح از ديگران است. رأي دادن طبق ليست با مباني شرعي سازگاري و حجيت ندارد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 17:47 |
 

بيانيه ستاد جنبش دانشجوئي و جوانان اصولگرا

 

ستاد جنبش دانشجويان و جوانان اصولگرا ضمن تاكيد بر دو اصل حفظ وحدت و انسجام همه نيروهاي اصولگرا حول محور فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در حمايت از دولت عدالت‌خواه تلاشگر، كارآمد و مردمي و مديريت تحول گرا با فراهم كردن بستر حضور جوانان متخصص و متعهد در عرصه مديريت كلان شهري از اقشار مختلف مردم جهت حضور پرشور و نشاط در انتخابات 24 آذر دعوت مي‌نمايد.
جنبش دانشجويي، از فعالان عرصه جنبش دانشجويي با بررسي سوابق و توانمندي‌هاي كانديداها در صدد معرفي و حمايت از افراد واجد شرايط مي‌باشد،لذا از همه كانديداهاي جوان و فعال در عرصه دانشجويي دعوت مي‌شود سوابق علمي، اجتماعي و سياسي خود را به اين ستاد ارسال نمايند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 15:46 |
 

 

شعار عدالت از بمب هسته‌اي براي عده‌اي وحشتناك‌تر است

 

 

فاطمه رجبي: شعار عدالت از بمب هسته‌اي براي عده‌اي وحشتناك‌تر است

خبرگزاري فارس: فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت گفت: ترس از برقراري عدالت در

 جامعه براي برخي افراد از بمب هسته‌اي قوي‌تر و وحشتناك‌تر است.

 

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت 20:44 |

سونامي بيداري

تحرکات سیاسی- رسانه ای هفته های اخیر در آستانه انتخابات شوراها و مجلس خبرگان یاد اور خاطرات ماههاي منتهي به انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري است، .دو سال پيش در شرايطي كه بيش از چند ماه به انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري باقي مانده بود شاهد تحرکات تلاشهای کسانی بودیم كه براي فتح قله قدرت در قوه مجريه دور خيز برداشته بودندو تمايل داشتند احمدي نژاد در اين انتخابات حضور پيدا نكند ليكن ادبيات مخالفت آنها متفاوت از ادبيات مخالف بود. برخي مي گفتند احمدي نژاد شهردار خوبي است و مظهر كارآمدي مديريت اصولگرايي و بهتر است شهردار بماند انگار قبای ریاست جمهری فقط برای قامت معدودي خاص دوخته شده بود. برخي مي گفتند اگر احمدي نژاد پا به عرصه انتخابات رياست جمهوري بگذارد اصولگرايان به قدرت طلبي متهم مي شوند بنابراين چه بهتر كه اين مظهر خدمت خالصانه در شهرداري تهران بماند و...
راستی چرا نمي توانستند با ادبيات مخالف از ورود وی به عرصه انتخابات جلوگيري كنند ؟چون تجربه انتخابات شوراها و مجلس هفتم به ويژه در تهران نشان داده بود كه الگوي احمدي نژاد با اقبال عمومي مواجه شده بنابراين محاسبه اين بود كه كانديداي مورد نظر احمدي نژادبرنده انتخابات رياست جمهوري نيز مي شود .بنابراين راز ادبيات و تحركات موصوف اين بود تا با استفاده از قدرت موتور احمدي نژاد بدنه اي ديگر را به حركت در آورند.

عده اي با استدلال به بزرگاني كه متولي اجماع و ائتلاف بودند توصيه نمودند كه به حركت و جهت گيري سياسي و انتخاباتي متن مردم دقت كنندو به تعبيري به لوازم كار جمعي مقيد باشند و مواظب باشند كه منتخب آنها با عنصر محبوب مردم تفاوت نداشته باشد.و الاراه به مقصود نمي برند.

تجربه تاريخي است گفتمان و دغدغه ها و مطالبات نخبگان سياسي كشور هميشه الزاما با گفتمان ودغدغه ها و مطالبات توده مردم و افكار عمومي يكسان نبوده است بنابراين دور از انتظار و تصور نيست كه بين انديشه نخبگان و فعالان سياسي و مردم نه تنها زاويه بلكه شكاف ايجاد شود .به همين دليل حاكمان و سياست مداران مردمي سعي مي كنند با تصميمات و اقدامات موثر در حوزه فرهنگ و اقتصاد و سياست اين فاصله را كاهش داده و حتي آن را از بين ببرند در طول تاريخ بوده اند سياست مداراني كه جهت خود را با مردم تغيير داده اندو سرمايه همراهي مردم را از داده اند.
فراموش نشده است در آن ایام هر روز شايعه پشت سر شايعه تكثير مي شد كه احمدي نژاد از كانديداتوري انصراف داده است ولي جالب تر آن كه احمدي نژاد هنوز بطور رسمي تصميم خود براي كانديداتوري اعلام نكرده بود.
نقطه اوج اين تحركات شايعه مخالفت مقام معظم رهبري با نامزدي احمدي نژاد بود مردم ايران فراموش نمي كنند كه حتي در بين نيروهاي سياسي نیز به زور و قسم القاء مي كردند كه از فلاني خواسته شده است كه در چون شهردار موفقي است در شهرداري بماند و رياست جمهوري را به ديگر حضرات وا گذار كند .

امروزه بعد از دوسال باز هم شاهد چنين تحركات سياسي-رسانه اي هستيم يعني مايه گذاشتن و خرج كردن از رهبري براي تاثيرگذاري بر انتخابات ، در حالي كه خود بهتر مي داننددولتها حق ورود در رقابت هاي انتخاباتي را نداشته و با چنين قصدي مداخله نيز نمي كند چون اولاً مجري انتخابات است و اشار ه مقام معظم رهبری در دیدار اخیر کار گزاران نیز بر خلاف تبلیغات القایی محافل سیاسی و رسانه ای جریانات خاص!دقیقا ناظر بر همین نکته واضح است (مقام معضم رهبری تهیه فهرست انتخاباتی از جانب مسئولان و کسانی که کارهای اجرایی دارند نفی فرمودندالبته موضوع مسبوق به سابقه نيز مي باشد تذكر معظم له به رئيس جمهور وقت براي عدم ورود وزراي دولت وقت به انتخابات در قالب كارگزاران سازندگي و حتي تذكر به هرسه قوه در مناسبت ديگرنمونه مشابه تاريخي است)

ثانياً اين دولت غير حزبي ترين دولت بعد از انقلاب است، اين دولت وامدار هيچ گروه و حزبي نيست و به همين دليل از طرف هر دو جناح به يك بهانه هدف قرار داده مي شود.بنابرين بديهي است كه له يا عليه هيج گروهي رفتار نمي كند.كدام قرينه نشان داده است رئيس جمهور ياوزراي اين دولت يا مسئولان اجرائي اين دولت به دنبال تهيه ليست انتخاباتي بوده يا دخالت مي كنند؟آيا رئيس جمهور همچون اسلافش حزب تاسيس كرده است؟
بنابراين سوال اين است كه پس چرا چنين شايعاتي را دامن مي زنند؟ پاسخ اين است كه نگراني از جاي ديگري است نگراني از جايي است که همان اراده توده مردم كه نتيجه انتخابات رياست جمهوري را رقم زد در انتخابات شوراها نيز شكل گرفته و در وراي تصور گروها و احزاب و جناحها ي سياسي سرنوشت انتخابات اتي را نيز تحت تاثير قرار داده و شوراي هاي مكمل نگاه و انديشه دولت احمدي نژاد را شكل دهد.طبيعتا مسئولين و دلسوزان نظام علاقمند افزايش نشاط و مشاركت و سلامت در انتخابات هستند و اصولا مانعي براي مشاركت توده ها و نيروهاي غير مسئول علاقمند انقلاب و رهبري وشعارها و اهداف و برنامه هاي دولت نهم نبايد وجود داشته باشد.
اينها بايد پاسخ بدهند طبق كدام اصل قانوني و كدام منطق نيروها و دواير مردمي شكل گرفته در انتخابات رياست جمهوري كه به صورت خود جوش و با امكانات شخصي شكل گرفته و با كمك توده مردم نتيجه انتخابات را رقم زدند در انتخابات شوراي ها بايد خانه نشين شده و ميدان رقابت را به ديگران واگذار كنند؟
واقعيت اين است كه در وراي رقابت ها و چالشهاي سياسي يكي دو دهه گذشته بين جناحها يك موج بيداري عمومي در ايران اسلامي ايجاد شده موجي كه با اصول و ارزشهاي اصيل انقلاب سنخيت كامل دارد ، اين موج به دنبال آرمانها ي اسلام و انقلاب است. اين موج در مسير خود تمام نيروها و ايده ها و شعارها و برنامه هاي همگن با ارزشهاي انقلاب را تقويت مي كند و پديده احمدي نژاد يك فرازي از اين موج است (( سونامي احمدي نژاد )) همان سونامي بيداري است و تنها يك فراز و قله آن پديده احمدي نژاد است و اين سونامي هنوز در حال حركت است و امواج آن را در جهان مي بينيم امواجي كه بناهاي سست سياسي كاري و زور گوئي و فريب و...راويران ميكندو انشاءا ... انتخابات شوراها و خبرگان نيز بستري براي حماسه افريني ديگر اين سونامي خواهد بود و منتخب هايي معتقد به خدمت و خدمت گزار و توانمند در كنار دولت اسلامي و نهايتا سامانه مديريتي گسترده و توانمند و با انگيره ومومن به اصول و اهداف انقلاب در راستاي اهداف عالي نظام و رهبري معظم انقلاب و مصالح مردم شكل خواهد گرفت .
مطلب ديگري كه ذكر آن خالي از فايده نيست اينكه شنيده شده است برخي با رويكرد كسب قدرت با گروههاي متفاوت سياسي و شخصيت هاي وابسته به گرايشهاي سياسي متفاوت از منتهي اليه جريان چپ گرفته تا راست تشكيل جلسه مي دهند و ادعا مي كنند كه هر كس پيروز انتخابات شورا شود ماشهردار آن شورا هستیم! البته چنين رويكردي كه نه با معيارهاي اصول گرايی منطبق است و نه با معيار هاي اصلاح طلبلي ٬عملي دور از تدبير سياسي است .
چون روي خوش نشان دادن برخي از احزاب و گروهها به اينگونه عناصر از سر خير خواهي و دوستي و مروت نيست بلكه از سر مصالح گروهي است برخي گروهها از شانس ضعیف خود در كسب آرا ء مردم اطمينان دارند براي چينين جریانات و عناصری این گونه افراد به عنوان آخرين خاكريز سياسي است تا با طرح و علم كردن ان اولا به شكاف در بين نيروهاي سياسي طرف مقابل خود دامن بزنند و ثانيا به فرض برد نيز بتوانند سهم خواهي كنند و البته نمونه اين تاكتيك ها ي سياسي در انتخابات رياست جمهوري نيز ديده شد. يك عنصر سياسي را با به كار گيري سخفيف ترين واژه ها مظهر استبداد و مخالفت با مردم سالاري و غيره معرفي كردند ولي در مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري همين شخصيت را به عنوان ناجي آزادي و دموكراسي و غيره معرفي كردند ...

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 17:42 |
 

تناقض‌هاي برنامه‌ريزي در شهرهاي ايران

 

 

هر مهاجمي كه به اين سرزمين آمد اولين فرماني كه صادر كرد اين بود كه شهر را محاصره كنيد، مردم را بكشيد و همه چيز را به آتش بكشيد تداوم چنين روندي سبب شد كه ضريب آسيب‌پذيري در شهرهاي ما بالا رود، درحالي كه اگر در قالب قياس قرار دهيم شهرهاي باستاني مثل آتن همانند شهرهاي ايران عرصهء تاخت و تاز قرار نگرفت. در عصرجديد نيز اگرچه ما تلاش كرديم با الگوبرداري ناقص و تقليد صرف! از دستاوردهاي مدرنيته بهره‌مند شويم، اما در عمل نگاه يك‌سونگرانهء برنامه‌ريزان و غرق شدن در روش‌هاي سيستماتيك، شهرهايي را پديد آورد كه چه از لحاظ كالبدي و چه از لحاظ زيباشناسي و ارزشي بسيار زمخت و نامطلوب است، از سوي ديگر برنامه‌ريزي‌هاي شهري ما نشان مي‌دهد كه اين طرح‌ها نه تنها جامع و كل‌نگر نبوده، بلكه در عمل نيز فاقد انسجام و انطباق لازم با مناطق جغرافيايي ايران است.

با بيش از 50 سال سابقهء برنامه‌ريزي شهرهاي‌ ما آن جايگاه مطلوب زيست شهري را پيدا نكردند!

اين بحث، سال‌ها پيش ، مطرح شد كه چرا با وجود نيمقرن سابقه، وجود دانشكده‌هاي معماري و شهرسازي و نيروهاي ماهر و خوش ذوق نتوانسته‌ايم به نتايج مطلوب برسيم. در اين خصوص نقطه‌نظرات متفاوتي مطرح است كه من به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنم.

اولين دليل اين‌كه ماهيت برنامه‌ريزي شهري ما مردمي نيست. ما برنامه‌ريزي شهري را براي رفاه شرايط زيستي مردم انجام نمي‌دهيم. متاسفانه بيش‌تر توجه ما در برنامه‌ريزي شهري به نوعي كاربري كليشه‌اي محدود مي‌شود.

يعني كسي كه در موضع برنامه‌ريزي شهري قرار مي‌گيرد براساس نيازهاي مردم شهر يا منطقه يا محله حركت نمي‌كند، درحالي كه اين ضرورتي اجتناب‌ناپذير براساس سلايق افراد پي‌ريزي مي‌كند. درحالي كه است. در برنامه‌ريزي شهري ايران يك شرح خدمات وجود دارد كه اصطلاحاً به آن شرح خدمات تيپ مي‌گويند. كارفرماي شرح خدمات تيپ يا شهرداري و يا وزارت مسكن و شهرسازي است كه عموماً طرح‌هاي شهري را بايد طرح‌ها با منافع و يا مصالح مردم ارتباط مستقيمي داشته باشد.

در كشورهاي در حال توسعه و اروپائي  تلاش كرده‌اند هر طرحي كه تهيه مي‌شود با نظرسنجي از مردم مورد بررسي دقيق قرار گيرد. اگر قرار است طرحي در محله‌اي پياده شود، قبلاً حتماً با مردم آن محله در ميان گذاشته مي‌شود.

در واقع استفاده از نظر ساكنان و ارايهء ديد علمي برنامه‌ريزي باعث مي‌شود آن‌ها به صورت مكمل عمل كنند در برخي از شهرداري‌هاي كشوره: مثل مالزي طرح جديد، چند هفته قبل از تصويب در دسترس همگان قرار مي‌گيرد. تا هركس كه علاقه‌مند است، نظرش را ارايه دهد.

بعد از اين مرحله كارشناسان نظرات مختلف را جمع‌آوري كرده، اصلاحات را در طرح اوليه به وجود مي‌آورند و آن را تصويب مي‌كنند. اين پروسه در ايران انجام نمي‌گيرد.

  عدم استفاده از نظر مردم در ايران ريشه در هدفمند نبودن طرح‌هاي شهري ندارد!

 

دومين دليل ضعف برنامه‌ريزي در كشور ما به هدفمند نبودن طرح‌ها برمي‌گردد. عموماً اهداف حتي اگر دقيق و متناسب تهيه شده باشند ديده مي‌شود كه از طريق تغيير كاربري‌ها و ضوابط تراكم به صورت وسيعي تغيير مي‌كنند.

علت اينكه  كاربري‌ها تغيير مي‌كنند چيست!

چون نهادها، سازمان‌هاي اداري دولتي بعد از تصويب يك طرح براساس يكسري توجيهات اداري متقاضي تغيير كاربري مي‌شوند، كه مثلاً تراكم را در طرح بگنجانند اين كار ايده‌هاي طرح را در اجرا خنثي مي‌كند.

    طرح‌هاي ما ضمانت اجرايي مناسبي ندارند!

لزوماً براي همهء كاربري‌ها اين تضمين‌ها وجود ندارد. اگر مردم بخواهند تغييرات كوچكي در ساختمانشان پديدآورند مثلاً بخواهند نوسازي در نقشه انجام دهند و چند متر عقب‌نشيني داشته باشند، بايد مجوز اين كار را بگيرند. اما شهرداري‌ها وقتي با يك سازمان و يا نهاد دولتي روبه‌رو مي‌شوند، در چنين مواقعي نمي‌توانند قانون را پياده كنند. در اين‌جا قوانين اجرايي ما كاستي‌هايي دارد كه شهرداري را در موضع ضعيف‌تري نسبت به سازمان‌هاي اداري قرار مي‌دهد.

بعبارتي  كاستي‌هاي قوانين اجرايي ما باعث تضعيف شهرداري ها ميشود!

. تا قبل از تشكيل شوراي شهر، شهردار انتصابي بود، اين انتصاب از طرف وزارت كشور يعني دولت انجام مي‌گرفت. بنابراين كسي كه ماموريت مديريت بر يك شهر را كه مردم ساكن آن بودند، برعهده مي‌گرفت، از طرف دولت منصوب مي‌شد. اين شهردار دولتي در مقابل زياده‌خواهي‌هاي نهادهاي دولتي، طبيعي است كه نمي‌تواند مقاومت كند. يعني منافع دولت را يك شهردار  دولتي نمي‌تواند زير پا بگذارد. به همين دليل شهردار دولتي نمي‌توانست در مقابل زياده‌طلبي‌ها يا خواست‌هاي دولت كه در سطح شهر مي‌خواهد پياده كند، مقاومت كند بنابراين به تقاضاي دولتي تن مي‌داد.

بر همين مبنا اقتدار شهردار از موضع دولت تامين مي‌شد، نه از موضع مردم. هنگامي كه اين وضع تغيير كرد و اعضاي شوراي شهر مستقر شدند ظاهراً آن‌ها شهردار را انتخاب كردند. اما چون قوانين و مقرراتي كه وجود دارد كماكان به نفع دولت است، وضع چندان تغييري نكرده است. انتخاب مردمي شده، ولي قوانين به نفع مردم تغيير نكرده و بسياري از آن‌ها همچنان حاكم هستند.

عده‌اي معتقدند رشد سوداگري در بخش مسكن عامل اساسي برهم‌ريزي برنامه‌ريزي شهري در ايران شده است،

و ، اين نظر كاملاً صحيح است. عموماً در شهرها عرضه و تقاضا براي زمين و مسكن حدود طرح‌ها و نقشه‌هاي شهري را تعيين مي‌كند. در كلانشهرها وقتي مهاجرت افزايش پيدا مي‌كند تقاضا براي مسكن بيش‌تر مي‌شود، در نتيجه سرمايه‌گذاري در اين بخش رشد صعودي پيدا مي‌كند. سرمايه‌گذاري در شهرها عموماً هم در كوتاه‌مدت بازدهي دارد هم ارزش افزودهء بالايي دارد. اين شرايط با سرمايه‌گذاري در بخش توليد قابل مقايسه نيست. بخش مسكن چون از عرضه و تقاضاي بسيار پرجنب و جوشي برخوردار است، راحت‌ترين و مناسب‌ترين راه سرمايه‌گذاري است، چون به هيچ تخصص و يا مديريت خاصي  هم نياز نيست. و هزينه هاي جانبي كمتر و گريز از ماليات و قوانين دولتي بيشتر و سهل تر است!

فقط كافي است قطعه زميني خريداري شود، مجوز شهرداري براي ساخت، اخذ و هزينهء ‌مازاد تراكم هم پرداخت شده، بعد كم‌تر از

 

يك سال مي‌توان ساختمان مورد نظر خود را بنا كرد و چون تقاضا هم براي مسكن هميشه وجود دارد، چند برابر مبلغ سرمايه‌گذاري شده، بازگشت ارزش افزوده خواهد داشت. طبيعي است افزايش نامتوازن تقاضا آرايش فضايي را برهم مي‌‌زند. مسالهء ديگر اين كه در بعضي از مواقع به جاي ضوابط و تدبير در ساخت و سازها، عوامل عاطفي و احساسي جايگزين شده; كساني كه متقاضي مسكن بودند از روش‌هاي مختلف مثل وام مسكن، تعاوني و... فضايي را در شهرها خريدراي كرده و شروع به خانه‌سازي كردند، بدون آن‌كه براي اين فضا يك شهرسازي متناسب با زمانه انجام گرفته باشد. از سوي ديگر وقتي از شهرسازي صحبت مي كنيم: طراحي شبكهء گذرگاهي كارآمد، تامين آب، گاز و... نيز بايد مورد نظر قرار گيرد در حالي كه ما موقعي آن‌ها را در نظر مي‌گيريم كه ساختمان‌ها ساخته شده‌اند. در پي اين موارد يك نظام سوداگري در زمينهء زمين و مسكن در شهرداري‌ها پديد آمد. طرح‌هايي تهيه شد كه در آن‌ها مهندسان مشاور براساس ضوابط و مقررات شهرسازي، ضريب تراكم تعريف كردند. ضريب تراكم وقتي تعريف شد يعني حد مجاز ساخت و ساز مشخص شد. اما دولت، بودجهء دولتي شهرداري‌ها را قطع كرد، در واقع به نوعي دولت به شهرداري‌ها گفت: شما براي اداره كردن شهرها متكي به درآمد خودتان شويد و روي بودجهء دولتي حساب نكنيد. اين در شرايطي بود كه ما تازه از جنگ رها شده بوديم و دولت پول كافي در اختيار نداشت و اين خود بهانه‌اي شد براي اين‌كه تحت عنوان خودياري شهرداري عوارضي را تعريف كنند كه بتوانند از مردمي كه در شهر زندگي مي‌كردند، درآمد كسب كنند.

متاسفانه از سال 1369 به بعد و از برنامهء دوم توسعه مسير ناسالمي را طي كرديم به اين ترتيب ضوابط و مقرراتي كه وزارت مسكن و شهرسازي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي براي طرح‌هاي شهري تعريف كرده بود و مهندسان مشاور براساس آن شرح و خدمات تيپ را تضمين و تراكم‌ها را تعريف كردند در اثر روي آوردن شهرداري به منبع درآمدي به نام فروش تراكم تغيير كردند. فروش تراكم يعني فروش مقررات و به همين خاطر طرح‌هاي شهري از محتوا تهي شدند، فروش تراكم يعني زيرپا گذاشتن الزاماتي كه آن طرح تهيه كرده بود و براساس آن الزامات زيست شهري معين مي‌شد. در كنار آن امكان تغيير كاربري يك ملك از مسكوني به اداري و يا تجاري بودن آن‌كه تبعات آن در زمينهء رفت و آمد، سوخت، شبكهء تلفن، پاركينگ و... در نظر گرفته شود، مشكلات را پيچيده‌تر كرد. من معتقدم در دانش فني و مهارت‌هاي حرفه‌اي متوليان اين كار كاستي وجود ندارد بلكه مشكل در جايي است كه ضوابط مديريتي و اداري ما به مديران شهري اجازه داد كه بيايند و مقررات لازم براي زيست شهري را زير پا بگذارند و آن‌ها را بفروشند. اين كار خروجي طرح‌هاي شهري را با مشكل مواجه كرد.

حال سئوال اينجاست كه شهرداريها اگر از فروش تراكم كسب درامد ننكنند چه كنند؟!

زماني دولت به شهرداري‌ها بودجه مي‌داد و شهرداري با اين بودجه شهر را اداره مي‌كرد. وقتي اين بودجه قطع شد شهرداري‌ها مجبور شدند كه در جست‌وجوي منابع مالي جديد باشند. اين منابع درآمد، در طول زمان از بدترين نوع منابع انتخاب شد. يعني از فروش تراكم; يعني از فروش قانون و ضوابط و معيارها اين درآمد حاصل شد. در صورتي كه مي‌شد معقولانه و مدبرانه درآمدهاي جديد را جايگزين كرد. من اصلاً مخالف اين نيستم كه شهرداري‌ها از لحاظ مالي و درآمدي مستقل باشند و به دولت وابستگي نداشته باشند. اين مقدمه‌اي را فراهم مي‌كند كه از دخالت‌هاي بي‌مورد دولت نيز جلوگيري شود. زيرا دولت وقتي پولي نمي‌دهد حق دخالت هم ندارد. اما چگونه مي‌شود اين درآمد جديد را تامين كرد؟ وقتي كه ما بحث مديريت واحد و يكپارچهء شهري را مطرح مي‌كنيم يكي از جاهاي عمده اي كه بايد در زيرمجموعهء شهرداري قرار بگيرد ادارات دارايي و شكرتهاي خدمات رسان مانند برق " آب " گاز و... هستند. عرصه‌هاي وسيعي از شهرها، زير پوشش واحدهاي خدماتي و تجاري هستند.    

قانون به شهرداري‌ها اجازه داده است كه از ساختمان‌هاي اداري  تجاري و مسكوني فقط عوارض بگيرند كه به صورت سالانه دريافت مي‌شود. ولي واحدهايي كه تجاري هستند و زندگي‌شان را از محله‌هاي شهري كسب مي‌كنند، صاحب شغل و درآمد هستند و زباله و فاضلاب و ضايعات خود را در آن‌جا مي‌ريزند و مشتري‌هايشان ماشين‌هاي خود را در خيابان هاي آن شهر پارك مي‌كنند و آن‌جا را شلوغ مي‌كنند و پياده‌روها را اشغال مي‌كنند و فقط يك عوارض پرداخت مي‌كننددر صورتي كه شهرداري بايد اين اجازه را داشته باشد كه در ازاي خدماتي كه به اين واحدها مي‌دهد، ماليات بگيرد. شهرداري از مالياتي كه اين واحدها مي‌پردازند هيچ بهره‌اي نمي‌برد و ماليات كساني كه از طريق شهر درآمد كسب مي‌كنند و محيط را اشغال مي‌كنند به دارايي و خزانهء دولت واريز مي‌شود و دولت هم اعلام كرده است كه هيچ مسووليتي را در ادارهء شهر نمي‌پذيرد و هم بايد شهرداري‌ها خودكفا شوند.

 دولت از نظر دادن امكانات به شهرها خودش را كنار كشيده است و از مشكلات ادارهء شهرها دور شده است، اما منابع درآمدي شهر را هم با خودش برده است و اين ساختار به نظر من بايد اصلاح يعني به شهرداري‌ها در قالب نظام يكپارچه بايد اجازه داده شود كه منابع درآمدي اعم از عوارض، نوسازي، ماليات و... و هر حركتي كه در شهر انجام مي‌شود و باعث درآمد مي‌شود و منجر به ثروت‌اندوزي مي‌شود، به شهرداري پرداخت شود. براي اين‌كه عوارض و ناهنجاري‌‌هاي ناشي از اين فعاليت متوجه شهرداري است. آيا تا حالا ميوه‌فروشي كه روزي يك ميليون تومان درآمد داشته است و روزانه چند ده كيلو زباله توليد مي‌كند، حقوق يك رفتگر را پرداخته است؟ ماليات بر درآمد اين ميوه‌فروش به جيب وزارت دارايي و دولت مي‌رود ولي شهرداري بايد عوارض ناشي از اين فعاليت را بپردازد و به رفتگر حقوق بدهد تا محل كسب درآمد وزارت دارايي و دولت تميز و پاكيزه شود پس بايد بخشي از ماليات شهروندان به شهرداري كه به آن‌ها خدمات مي‌دهد پرداخته شود تا براي ادارهء بهتر شهر هزينه شود اگر اين موارد به قانون احتياج دارد بايد اين قوانين در مجلس تهيه شود.

  در صورت واگذاري ماليات به شهرداري، شايد بپرسيد يك هسته  متمركز در كنار دولت شكل بگيرد.

اين هسته با تمهيداتي كه در نظر گرفته شده است كه بر طبق آن شهردار بايد منتخب شوراي شهر و شوراي شهر بايد منتخب مردم باشد به اين ترتيب، داراي يك روند دموكراتيك خواهد بود و در اين صورت شهردار بايد پاسخ‌گوي مردم باشد و بيلان درآمد و هزينهء خود را به اطلاع شهروندان برساند و شوراي شهر نيز بر درآمد شهرداري نظارت كند. اين مي‌تواند يك درآمد شهرداري باشد. ابداً نيازي نيست كه شهرداري براي كسب درآمد، تراكم‌فروشي كند و يا پاركينگ بفروشد. شهرداري اجازه ندارد به شهروندي كه آن خيابان در اصل متعلق به اوست كنار خيابان را بفروشد، بالاخره هر شهروندي به صورت مشاعي در شهر سهم دارد. من نظريهء دولت و شهرنشيني را مطرح كردم كه چندين  پايان‌نامه كاربردي و محقق شده دانشگاهي بنيان‌هاي اين نظريه را ثابت كرده‌اند. بسياري از ساختمان‌هايي كه در بهترين مناطق شهر مستقر هستند ادارات و سازمان‌هاي دولتي هستند، دورتادور ميادين مهم شهر بانك‌هاي دولتي هستند كه درآمد هنگفتي دارند. اين بانك‌ها چه كمكي به شهر كرده‌اند؟ حضور دولت در شهر براي شهرداري هزينه‌بر است و همين‌طور كه شهروندان عوارض شهري پرداخت مي‌كنند سازمان‌ها و ادارات دولتي نيز بايد عوارض بپردازند زيرا از خدمات شهري بهره‌مند مي‌شوند و سازمان‌ها و ادارات و بانك‌هاي دولتي نيز اشغال فضايي دارند. مردم نبايد هزينه‌هاي حضور بنگاه‌هاي اداري و تجاري در شهرها را بپردازند.

مشكل، شناخت ريشه‌اي مساله است. وقتي مشكل را بشناسيم، راه‌حل آن را نيز پيدا مي‌كنيم. ما دايماً شهرداري را مورد بازخواست قرار مي‌دهيم كه چرا چاله‌هاي شهر زياد است؟ چرا ترافيك سنگين است؟ چرا...؟ ولي يكي نپرسيده است كه به جاي فروش تراكم چه منابع درآمد ديگري مي‌توان براي چه شهرداري در نظر گرفت؟ من به عنوان كارمند دولت ماهانه صد هزار تومان ماليات پرداخت مي‌كنم بايد نيمي از ماليات من از طرف وزارت دارايي به شهرداري پرداخت شود. زيرا من به عنوان يك شهروند در اين شهر سوخت مصرف مي‌كنم، در ترافيك وقتم به هدر مي‌رود، روزي 900 گرم زباله توليد مي‌كنم، روزي 150 ليتر آب مصرف مي‌كنم، همهء زايداتي كه توليد مي‌كنم در شهر وجود دارد و هزينهء پاكسازي آن‌ها بر عهدهء شهرداري است و چون شهرداري اين خدمات را به شهروندان مي‌پردازد و شهري را ايجاد كرده است كه من به عنوان يك شهروند مي‌توانم در آن كسب درآمد و زندگي كنم، پس بايد بخشي از ماليات من به شهرداري تعلق بگيرد.

لذا لزوما  شهرداري را بايد از بدنهء دولت تفكيك كنيم و آن را در چارچوب يك سازمان مدني قرار بدهيم .

  در اين صورت بسياري از مشكلات حل مي‌شود. در اين صورت نظام سوداگري زمين جايي ندارد. آن موقع شهرداري مي‌تواند مستقل عمل كند و ديگر درآمدهاي شهرداري اسير تقاضاي تراكم مردم نمي‌شود، الان شهرداري چون درآمد ديگري ندارد مجبور است قانونشكني كند تا هزينه‌هاي ادارهء شهر را به دست آورد. پس بايد بخشي از درآمدهاي مالياتي شهروندان را از دارايي به سمت شهرداري هدايت كنيم. از سوي ديگر موسسات اقتصادي دولتي نيز كه در شهرها حضور دارند بايد هزينه‌هايي را كه به شهر تحميل مي‌كنند، بپردازند. اين دو مورد مي تواند منبع اصلي درآمدهاي شهرداري باشد. بقيهء درآمدهاي شهرداري مي‌تواند به صورت جنبي باشد. مثلاً شهرداري مي‌تواند در زمينه‌هاي اقتصادي نيز سرمايه‌گذاري كند، مثلاً استخر، تفرجگاه، هتل، رستوران و ... بسازد و از درآمدهاي آن‌ها استفاده كند اما نبايد اين موارد به گونه‌اي باشد كه شهرداري شغل اصلي خود را رها كند و به يك بنگاه اقتصادي تبديل شود. در اين صورت هم براي شهر اشتغال به وجود مي‌آيد هم سرمايهء شهر راكد نمي‌ماند و هم اين‌كه مديريت شهرداري مي‌تواند براي مردم الگو باشد. شيوهء مديريت بهداشت و كيفيت غذاي يك رستوران متعلق به شهرداري بايد به عنوان الگوي ديگر رستوران‌ها قرار بگيرد و بايد آن‌قدر آراسته باشد كه ديگران از آن الگوبرداري كنند. الان شهرداري دراروميه فرهنگسرا و تفرجگاهي بنام چي چست  درست كرده است. ايجاد آن حركت خوبي بوده است. ولي فقط ساختن آن مهم نيست بلكه بايد براي استفاده و بهره‌برداري از آن هم برنامه تعريف شود. چرا فرهنگسرا الگويي نشد كه مردم بيايند و فرهنگسرا بسازند؟ به خاطر اين‌كه شهرداري هدفمند عمل نكرده  

شهرداري بايد مسووليت‌پذيري و فرهنگ مردم را از طريق همين خانه‌هاي فرهنگي ارتقا دهد به نظر مي‌رسد در شهرهاي انسان محور، گاهي منافع اقتصادي ناديده گرفته مي‌شود رابطهء بين شهر انسان محور و اقتصاد شهري را چگونه مي‌توان تبيين كرد؟

در اين شهرها هم خواسته‌هاي انسان محوري تجلي پيدا كرده است. اگر شما روي سلايق انسان محوري تاكيد داريد اقتصاد هم جزو چالش‌هاي فكري انسان تلقي مي‌شود. اين چالش يك فضاي جغرافيايي مناسب طلب مي‌كند اگر آن فضاي جغرافيايي پديد آيد، انسان در آن‌جا احساس آرامش و امنيت پيدا مي‌كند و به تبع آن سرمايه گردش پيدا مي‌كند. در آن صورت عملكرد اقتصادي نيز سودآور مي‌شود. وگرنه شما نمي‌توانيد با ديد صرف اقتصادي سازه‌اي بسازيد كه عملكرد اقتصادي مثبت داشته باشد.

تدوين و برگرفته از : آلفا

 

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 17:39 |

دولت برای برخورد با متخلفان وبانیان ناامنی اقتصادی از مردم کمک بگیرد 

 

 

گرانی ها :دستهای پشت پرده را افشا کنید یکی از موضوعات جدی مطرح در روزهای اخیر ،

مساله گرانی های بی رویه در امر اقلام مصرفی وکالاهای مورد نیاز عمومی جامعه است

که با توجه به اختلاف جدی آن با سطح درآمدهای بخش زیادی از مردم ،نگرانیهائی را در

 بین عموم ایجاد کرده است . در همین زمینه با وجود اینکه بر همگان واضح است که

اهتمام دولتی که همه تلاش خود را رسیدگی به محرومان ومستضعفان قرار داده والبته

از پشتیبانی جدی این قشر نیز بهره مند است ،بر کاهش قیمتها وتسلط بر بازار ونرخهای

اقلام مورد نیاز مردم است ،اما چرا علیرغم بهبود در بخی از عرصه ها این مساله

تاکنون به سر انجامی نرسیده است ،سوالی است باید پاسخ آنرا در نوع جهت گیریهای

 اقتصادی دولت پیدا کرد .بالاخره منافع تعداد قابل توجهی از سرمایه داران وفرصت طلبان

اقتصادی گرفته تا حتی برخی از موئسسات مالی پولی ،به خطر افتاده وجهت گیری

اقتصادی کشور بعد از حداقل 16سال به سمت دیگری چرخش نموده است .پر مسلم است

 که عناصر پیدا وپنهان زر اندوز وفرصت طلبان اقتصادی با روشهای خاص خود اقتصاد

 را با مشکلات جدی مواجه کنند .در این مسیر تنها بیان صریح واقعیات ودستهای

 پشت پرده است که میتواند حداقل مردم را به وضع موجود قانع کند .دولت محترم باید

 اولا ضمن معرفی صادقانه مشکلات وموانع خود با مردم ، برای برخورد با متخلفان

 وبانیان ناامنی اقتصادی از مردم کمک بگیرد وثانیا با تشکیل ستادی ویژه برای حمایت

 از حقوق مصرف کننده گان واحیای سازمان تعزیرات حکومتی ضمن قطع کردن دست

عناصر دانه درشت (ونه خرده پاها وفروشندگان جزء ) مردم را از نگرانیهای جدی

موجود در تهیه اقلام مصرفی برهاند وآرامش وثبات را بر بازار مسلمین حاکم کنند.

چرا که یکی از طرفندهای جدی دشمنان دولت وملت در مقطع کنونی ایجاد ناامنی و

هرج ومرج اقتصادی ونهایتا ناراضی نمودن عمومی وبهره برداریهای شوم سیاسی

 وفرهنگی از جو به وجود آمده است که ان شاءالله با هوشیاری واقدام به موقع دولت

محترم ،ناکام خواهد ماند.

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در سه شنبه سی ام آبان 1385 و ساعت 1:51 |

چهار دشمن در کمین شماست

 

مومن چهار دشمن دارد..

مومنی که بر او حسد برد

منافقی که دشمنش دارد

شیطانی که گمراهش کند

 کافری که با او پیکار کند

 

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 1:49 |

سلام


با عرض تبريك عيد سعيد فطر


آماده تبادل لينك با همه وبلاگ هاي مذهبي هستيم

+ نوشته شده توسط مهدي مكارم (منصورفر) در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 1:54 |


Powered By
BLOGFA.COM